One Day I will Fly away

HoMe | eMaiL | Design | Profile

EMO kosholoOo / /

 

 

 پس از مدتها ( واسه من که مدتهاس! ) باز امـــــــدیم تا این قبرستان را به روز رسانی بفرماییم chicken؛

...

ها راستینیشخند ، سلامُ علیکم و رحمه الله و برکــــــــــاته ! سال نو مبارک خوبین ؟ خوشین ؟ خوش میگذره ؟ مدرسه چطوره ؟ درس مرس میخونی ؟ یا مث من بوسیدی گذاشتی کنار ؟ مهندسای محترم چطورن ؟ دست راستو چپ خودشون و بغل دستیاشون رو سر منافسوس( این ارزوی مهندس شدن منو کشت نیشخند!!) نبودم دلتون تنگ شده بود ؟ نشده بود ؟ جام خالی بود ؟ نبود ؟ می دونم بود ! زیاد بود ! شایدم واقعا" نبود ! به من چه اصن ؟ چی دارم میگم ؟ چرت و پرت دارم میگم چشم...

عرض خاص نبود اومدم بگم مسموم شدم یه کم خودمو لوس کنم بلکه کم بود محبتم جبران شه  

اینجانب شقایق 20 ساله مشغول به تحصیل در تاریخ 5/1/90 مسموم شده و ریغ رحمت را در 6/1/90 سر کشید از کلیه بستگان که تشریف آوردن و مجلس ما را منور کردن کمال تشکر را داریم

ای گل پر پر شده باغ هستی  واقعا حیف بودم  کی فکرشو میکرد به آرزو عروس شدن نرسم ؟ پیکان سفید رنگ به پلاک ****** لطفا جابه جا کنه

 جنازه  رو اوردن !!......... ( با یه حالت جیغ مانند )خودکشی نکنید دوستان فقط . خود زنی آزاده راحت باشید

 اي خدايا ... شقایق ...چرا رفتي ... اي خدا ... واي واي ... () ..گلي گـــــم كرده ام در بااااااغ هستي ...

+ با تشكـــــــــــر از خانواده هاي رضايي ، صديقي ، ياوري و ... همه عزيزاني كه در نقل و انتقالات جسد مارو ياري كردن ...

دارم با آخای پسر می حرفم و میگم خوو دیگه وصیتمو بکنم که بهم میگه "حالت خوب نیس باز داری چرت و پرت میگی"  همین کارا رو میکنن دخترا فراری میشن پناه میبرن به جامعه ها !

الان بهش اس دادم میگم " دیدی شقایق خوشگلت  مُرد ؟ دیدی به آرزوش نرسید ؟" فکر کنم فحشم بده دیگه

خلاصه که سالی که نکوست از بهارش پیداست

خلاصه دیگه همینا ؛ بیش از این مجال موندن در این مکان رو ندارم که الانه تگری بزنم به وب  میدونم یه مدته ننوشتم عادت خوندن اپای کیلومتری من از سرتون پریده ... همین قدر کافیه ( بهتون رحم کردم) خوش بگذره !

 

 

EMO kosholoOo / /

 

 

با نام خدا و عرض سلام و خسته نباشید با سری جدید اراجیف بنده در خدمتتون هستم !

الان دقیقا نمیدونم چرا اومدم آپ کنم  امـــا یه خبــر خوب بالاخره یاد گرفتم شنا کنم

اما اخیرا به یه نتیجه ای  هیچکـــــــــــی منو دوس نداره ! هیچکـــــــــی بهم کادو نداد ! هیچکــــــــی واسم یه شاخه گلم نگرفت ! هیچکــــــی حتی یه دونه ازین عروسک اسب ابی قرمزا هم بهم نداد ، اسب ابی پیشکش به خرشم راضی بودیم ! خلاصه ولنتــاین من به معنای واقعی همانند یه ادم عقده ای گذروندم ! هی نشسته بودم به دو تا گوشیم خیره شده بودم هیچ اتفاق خاصی ام نیفتاد ! خلاصه من خیلی مظلوم واقع شدم اونــروز ! فک کن ادم 20 سالش باشه بعد تا حالا کادو ولنتاین نگرفته باشه ! درک کردین عمق فاجعه رو ؟ سالی 12 ماه 125 تا مزاحم تلفنی داریم ، درد اینه حتی اونا هم دیروز وجود خارجی نداشتن ! من دردمو به کی بگم ؟ شقایق غمگین ، افسرده ، اصن عقده ایی !!

با فرشته نشسته بودیم طرح میرخیتیم که واسه این یه روز با چند تا دوست بشیم همیچین که از روزش رد شد بزنیم به هم

طی اون روز من دپسردگی شدید گرفتم به فری میگم خیلی احساس تنهایی میکنم  میگه آره منم همین طور مخصوصا حالا که ولنتاین ِ  

طی همین صحبتا بودیم که یه خارجی به فرشته پی ام داد ! بچه ام انقدر شاد شد خدا چه زود جواب آرزوهاشو داد

بهم میگه : شقایق تو انگلیسی بلدی ؟ میگم : اره توپ ! برام پیست کن ببینم چی میگه ؟

+   مسخره کردن  چی میشه به انگلیسی؟ 

- عزیز من دلتو به این عشقای نتی خوش نکن یه مش آدم چیزن اینا !  

+ وااااای بهم میگه یکی دوست داره بهت نمیگه

- بیـــا وا داد دمه کاری ! حداقل یه ذره ناز بیا فکر نکنه ترشیدی

+  از خاطر بردن  چی میشه  ؟

- فری بیخیال خودم برات یه شوهر پیدا میکنم قول میدم

+ آخ جون بالاخره واسه ولنتاین کادو میگیرم

- نامرد کادو ها رو نصف نصف دیگه

+براش فینگلیش می تایپم نمی فهمه چی میگم

- بهش بگو خیلی نفهمی !  اینا گرگن در لباس میش خامشون نشو ! آخه کدوم دیونه ای تو رو دوست داره ؟

+ املای گریت چی میشه؟ عالی؟

- علی؟ نامرد چند تا چندتا یکیشم بده به من واسه ولنتاین

+ اوه بحثو کشوند به ولنتاین

- داره اعتماد به نفس کاذب میده بهت توجه نکن

خلاصه کلی خندیدیم . بقیه بحث بالای بیست ساله که نمیشه دیگه گفت

و اما میرسیم به امتحان رانندگی  خوو از اونجا که همه میدونید دست فرمونم بیسته ! قبول شدم تو آزمون آیین نامه اونم با یه غلط

صبح قرار بود مادر خانومی ببرتم اما از اونجایی که خوابشون میومد من بد بخت بیچاره تنها صبح به اون زودی رفتم بعد تازه بهم گفتن اگه قبول نشدی نیا خونه به این میگن عشق و علاقه نسبت به فرزند ... من کیف میکنم این خانواده ها رو می بینم که قلبشون واسه بچه شون می تپه همچین . منم هر دوتا گوشیمو آف کردم و تا بعد از ظهر نرفتم خونه

میدونید شیه ؟

داشتم آپو کامل میکردم دیدم واقعا حسش نیس  ایشالله بهد عید می تهریفم که این مدت چه دوران گرانبهایی بود و اینکه چخده دست گل به آب دادیم با مژی و فرزاد ...

پری دلم برات تنگ شده

یه خبر دیگه تفلود بهارم نزدیکه ...  عاشقتم بهارم ! و امید وارم بهترین تولد عمرت باشه چون امسال من در کنارتم

 

تا سری بهدی اراجیف بنده شما رو به بغل دستیتون میسپارم

راستی عیدتون هم مبارک     

 

 

 

EMO kosholoOo / /

 

 

اومدم از هند اومدم با ماشین بنز اومدم
اومدمو باز اومدم خیلی سر افراز اومدم
منم که دلشاد اومدم بی غم و ازاد اومدم
به عشق شیرین اومدم مثال فرهاد اومدم

لــــــــــــــــــــــام و علیک جمیع دوستان Balloons

الان من دارم ذوق می کنم ! الان من خیلی دارم ذوق می کنم ! الان من دلم خیلی تنگ شده بود واسه اینجا ! الان من نمی دونم چی باید بگم ! الان من دلم می خواد بدون توجه به جنسیت تک تکتونو بغل کنم ببوسیم ! الان من احساس شعف و شادمانی می کنم ! اقا دلم براتون تنــــــــــــــــــــــگ شده بودددددد ... !

زرررررررر زررررررررررر (صدای زنگ یونی ) بــــــله اینجوریاس دیگه

من نمیدونم این ترم ها کی شروع میشه که کی تموم میشه بعد باز شروع میشه  خوو همونجور که آگاه هستید قول داده بودم با معدل« آ » این ترم رو بگذرونم و از اونجایی که من دانشجوی خیلی خوش قول و از این صبتا هستم با کمال افتخار میگم مشروط شدم  

میدونم بهم افتخار میکنید

 خلاصه علی رغم تلاش بسیاری که واسه یونی رفتن کردم طی هفته گذشته دو روز بیشتر یونی نرفتم ! شنبه هم بر حسب اتفااااااااق خواب موندم و ...

 

 سر یکی از کلاس ها استاد دقیقا سه بار از من خواست کلاس و ترک کنم به عبارتی برم بیـــــرون اما خب من طالب علم و دانش و این صوبتا این کارو نکردم ... بعدم رفتیم خونه واسه مادر خانومی شرح دادم یکم تاسف خورد اما بهم افتخار کرد به خاطر تواناییم در به باد دادن ابروی خانوادگی ! اما نه اینکه دیگه هیچ برخوردی هم نکنه ...خب به طور مثال مامان من میگه شقایق دختر گل و ناز و ارومم ( روی آروم تاکید میکنم ) فقط کاری نکن اخراجت کنن ؛ خلاصه ما بیـــــدی نیسیم با این بــــادا بلرززززونیم کمـــرو 

 

صبها مث جنازه پاميشم ، ساعتو مي كوبم تو ديوار ، هي فس فس ميكنم يهو مينيم 5 مين وقت دارم برسم به سرويس ، از صبونه هيچي نمي فهمم ، سويشرتمو تو راه پله ميپوشم ، ساعتمو سر كوچه تو جيبم پيدا ميكنم ، طبق معمول پسر همسايه مياد رو اعصابم با پرشيا سفيدي كه تازه خريده قدم ميزنه ، 4 تا فش بش ميدم، سرويسم مياد ، سوار ميشم 4 تا فش به راننده سرویس ميدم و ميرم یونی ، تو یونی هم مثل خانوما رفتار میکنم  همه میشناسینم چقدر خانوم سر وسنگینی هستم ، هلاك  ميام خونه،بعد از نهار ميرم گوشيمو زير تخت پيدا مي كنم 

 

یعنی یه آدم تا این حد میتونه بد شانس باشه ؟ خیر سرمون واسه امتحان شبکه تقلب کردیم توی آپای قبل گفتم چه جوری ... حالا که نتیجه امتحان اومده مژی و فرزاد پاس شدن من پاس نشدم  مثلا برگه هامون عین هم بوده ... باید میرفتم به استاد شبکه می گفتم استاد به روح اعتقاد داری ؟

البته میخواستم بگم بهش ما سه تایمون برگه هامون مثل هم بود چرا اونا پاس شدن من نشدم که حداقل اینجوری اون دوتا رو هم بندازه

 

 

بفــــرماییـــــد شـــــام "

چقد من این برنامه شبکه من و تو رو دوس دارم ، بعد از 7-8 ماه تنهای برنامه اییه که تونسته منو پای تلویزیون بکشه ... ما هم بی جنبه بازیمون گل کرد گفتیم بزار یه بفرمایید شام هم ما تو خونه راه بندازیم شاید اهل منزل ما هم به راه راست هدایت شدن یه یک میلیونی بهم دادن  اما یه نکته ای رو به کل فراموش کردم اونم اینکه به جماعت اصفهانی طرفم

اینم عکسای بفرمایید شام بنده

1- فیله مرغ با استارتر و بقیه مخالفات (+)

2- دسر (+)

خوو امتیاز بهم چند میدین ؟  

 

این روزا کلا" اعصاب مصاب چت کردن٬جواب کامنت دادن ٬  مهمونی رفتن٬مهمون داری کردن و کلا" اینجور چیزا رو ندارم! فقط دلم میخواد تنها باشم ! حالا تنهای تنها هم نه دیگه

 

 

جمعه رفتیم مهمونی مثلا از ساعت ۴ بعد از ظهر تـــــــــــــــا ساعت ۱۰ شب ... مگه میزاشتن بریم ؟ کلی قسم و آیه خوردیم که قول میدیم هفته ی دیگه هم بیایم  کلا خیلی دوسمون میدارن  بعد بگید اصفهانیا خسیسن

یکی از اقوام داشت تعارف تیکه پاره میکرد و میگفت چه دختر خانومای گلی دارید و از این صبتا (من و مژی رو میگفت ) خلاصه رسید به این جمله " اگه پسر داشتم حتما دخترا شما رو به عنوان زوجه براشون اختیار میکردم ... (تعارف اصفهانی ) منم بلند گفتم : همون نداری که داری همچین حرفی رو میزنی  جوو یهویی متشنج شد

 پی سی هم به کل داغون شده  من نمیدونم انقدر دوستانه برخورد میکنم چرا وسایلم خود به خود خراب میشه ... بعد عمق فاجعه اینجاست که بلد نیستم ویندوز عوض کنم

اینم آهنگ آکادمی گوگوش  (+) 

 

و طبق آخرین خبر اینجانب آخر هفته بعد از دوسال میخوام برم امتحان رانندگی بدم  با مام رفتیم تمرین رانندگی ... سرعتی داشتم خدااااااااااااا همچین مثل این فیلما که دارن یه دزدی چیزی می گیرن آرتیستی می رفتم . یه جا سر کوچه با دنده سه پیچیدم یه بارویی هم سر کوچه وایساده بود چنان شیرجه ای رفت اون طرف که تا ۱۰ مین داشتم میخندیدم

 

یه اتفاقات دیگه ای هم افتاده نمی خوام بگم یه شی تو این مایه ها   ...

الان دارید با خودتون فکر می کنید چقدر سر خوشم نه ؟  بهتون تبریک میگم کاملا درس فکر میکنید

 

خوو این آپ هم چون به پری جون قول دادم کردم ... وگرنه کلا گذاشتم کنار نوشتن رو ... دیگه اینکه دهه فجرتون مبارک و همین طور بیست و دو بهمنتون  و ولنتاینتون و عید نوروز و ...  پیشاپیش پسا پیش تبریک و تسلیت عرض می کنم

تا انقلاب مهدی همتونو دوس دارم بابای

دلم یه خرسی عروسک میخواد ... یعنی کی واسه ولنتاین برام میخره ؟

 

EMO kosholoOo / /

 

 

ام ببخشيد چي بايد بگم اين اول كاري ؟ چيه ؟ توقع دارين بعد یک ماه مث بلبل وراجي كنم ؟ (نه كه نميكنم)

 

خوو ۳۱ امین آپ امو کوشولو رو میخونید !  

اول از همه تولد مژی خانومی رو تبریک میگم ٬ خیلی خوشحالم که ۲۳ سال از عمرت رو کنار من سپری کردی   ایشالله هرچه زودتر به فرزاد برسی و بری خونه بخت عزیزم

خوو قرار بود تا آخر امتحانا آپ نکنم اما نشد دیگه  فردا هم تولد دعوتیم ! دلتون بسوزه

کلا تو دوران امتحاناته که کُلُهُم میل هات تغییر میکنن!

 دورانه امتحان که میشه ... به تک تک کانالهای تی وی اعم از ایران و خارج و سریالهای چرت پی ام سی/فارسی۱/جم و...رحم نمیکنی!حتی میشینی دستور اشپزیم ببینی

 دورانه امتحان که میشه...رمانهای نخونده یا حتی خونده ات رو هم کامل دوره کنی و تک تک جملاتشو بخونیُ صحنه سازی کنی!حتی جاهای عشقولیشم خودتو بزاری جای دختره!

دورانه امتحا که میشه...کلا از دسشویی رفتن هم استقبال میکنی!انقد ذوق میکنی وقتی چیزت میگیره! سریع پا میشی شاید سر راهتم یه ام.پی.۳ی چیزی یا کتاب و مجله برداری ببری اطلاعاتت عمومیتو زیاد کنی خب مگه چیه!کارتم که کردی خیلی خوشگل پا میشی همه جارو اب میگیری که مثلا تازه و Fresh بشه همه جا!میری یه اسپری خوش بو کننده هوا میاری به تک تک اتاقا سر میزنی و با عشق همه جارو بوافشانی میکنی!بهله چرا که نه! 

تو دورانه امتحاناته که...یادت میوفته به داداش یا ابجی کوچولوت کمک درسی کنی!

تو دورانه امتحاناته که...وسواست انقد زیاد میشه!یه تار مو از ابروت دربیاد میخوای بدویی بری ارایشگاه یا اونایی که موهاشون رنگه یه میلی از ریشه شون که دربیادا بدو بدو میرن ارایشگاه کُلیم وقت تلف میکنن اونجا!یکی بپرسه چرا؟ میگه:اواااا ! خب اینهمه درس میخونم اومدم روحیه ام عوض شه یه کم به خودم برسم! تازه تو همون ارایشگاه انقد این ستاره خانوم و سکینه خانوم و شراره خانوم و شعله خانوم(این اسمها همه به ذهنمان رسید کسی به خودش نگیره!) میان بهت پیشنهاد میدن و میدن که تمایل پیدا میکنی موهاتم کوتاه کنی! ... یهنی اگه انقدر وقت که صرف موهام میکنم رو صرف درس میکردم الان انیشتین شده بودم - آخرین باری که موهامو لَخت میکردم تایم گرفتم ۴۵ مین فقط صرف این کارم شد

من که دیگه موقع بیرون رفتن از خونه یه انالیز باید بشم از طرف مادر خانومی  کُلُهم خیلی جلف شدم ... میخوام برم بیرون حالا مژی رفته بیرون منتظر من و منم به طرز خیلی بی سر و صدا ٬ سعی میکنم جلو مامی آفتابی نشم و خیلی مخفیانه برم بیرون که :( ساعت ۶.۳۰ صبح)

مادر خانومی : شقایق بیا اینجا !

+ جانم ؟ کارم داشتین ؟ ( صدام از اون ته میاد که سعی کنم نرم پیشش)

- بیا اینجا !

+ بله ؟

- برو این لباستو عوض کن مناسب دانشگاه نیس !

(رفتم با هزار تا بدبختی یه لباس دیگه روش پوشیدم که زیریه مهلوم نباشه )

- بیا اینجا !

+  

- ناخنات

+

- تو میری دانشگاه یا قرتی بازی در بیاری؟

+ قرتی بازی در بیارم  ( سه ساعت ناخنم ها در حد شرعی درست کردم دارم میرم دیگه )

- بیا اینجا ...

+ سرویس رفت ها  ! ( برا آخرین بار آنالیز میشم و با همچین نگاهی بد رقه میشم"  " )

دیگه با یه بد بختی اومدم بیرون از آپارتمان میبینم یه صدایی از آیفون میاد : "موهاتم بکن تو !"

 

خلاصه این دوران خیلی به ادم خوش میگذره دیگه تازه یادش میوفته چه کارهایی میخواسته بکنه و نکرده و بهترین موقع انجامشونم همون موقع امتحانا خیلی خوش گذشت !والا!

 

یه رژ لب داشتم خیلی خوشمزه بود  یهنی میزدم که بخورمش ... بهدش تموم شده در عرض یک ماه ! رفته بودم همون مارک رو بخرم یه مدل دیه بهم داد هر چی به لبم میردم و میخوردم دیدیم مزه نداره آخرش کردمش تو دهنم تا مزه اش رو فهمیدم  مزه نداشت   

اگر گفتید متوسط میزانی که یک خانم در طول عمرش روژلب میخوره چقدره؟؟؟ دو کیلوگرم٬
یک زن در کل زندگی اش دو کیلو روژلب میخوره و این روژلب حاوی 300 گرم سرب میباشد
که 68 درصد میزان سرطان را در خانمها افزایش میدهد.
عمق فاجعه اينجاست كه :
مردها هم در طول عمرشون همين حدود رژ لب كوفت مي كنن  

یکی هم نیس بیاد رژه لبمون رو بخوره بگه چه خوش مزه اس !

 

...

چند روز پيش رفتيم بيرون من رنگ مانتو آجري بود ،
يه جا چندتا پسر وايساده بودن يكيشون نگام كرد گفت بچه ها اين جايزه ويترينه ايرانســــــــــــله
از كنارش رد شدم يكم چپ چپ نگاش كردم گفت ماشالله….ماشالله چه قدي ام داره  مامان منم هر هر داشت مي خنديد…
جايزه ويترين ايرانسل

ديدن بعضي ادما خود شیفتگی محض دارن ؟
چقدر سوژه خندن…ما 2 تا ازونا داريم تو كلاس يكي بهشون نگا كنه حس مي كنن طرف عاشقشونه و ميمره واسشونو…
اي ما اينا رو 2 مي كنيم مي خنديما….يعني همه عاشق اينان….همه ميميرن واسه شون….
منم صدامو پسرونه كنم بگو عزيزم من دوست دارم فردا اطلاعيه پخش ميكنه اره ه ه ه ه ه ه ه ه ه…. بازم يه عاشق

 

...

با داواشم دعوام شده خفن ! خوو به من چه رو اعصاب منه کلا" ... منم که اعصاب درست و حسابی ندارم

 ( چقدر میگم کلا " )

آخ یادم افتاد !! توی این یونی واسه من شرف نمونده که ... چند روز پیش توی فیس بوک عکس یه بابایی اون بالا اومده بود قیافه اش خیلی آشنا بود هر چی فکر کردم یادم نیومد . رفتم پیجش سی ام گذاشتم : چخده قیافه ات آشنا من قبلن جایی ندیدمت ؟  هان هان هان ؟ زود خودتو معرفی کن ! رشته ات هم بگو ... وایسا ببینم قبلا بی اف من نبودی ؟

دو روز بعد عکسشو عوض کرد و خیلی سر و سنگین گفت : سلامم خوبی؟ رشته ام صنایع ... هم دانشگاهی هستیم

از شدت خنده ضعف کرده بودم ! دیدم خیلی ضایع شد قضیه بهش گفتم : اِهم میدونی من با یکی دیگه اشتباه گرفتمت  به هر حال خوشحال شدم از آشناییتون

چند روز پیش توی یونی دیدمش گفتم حالا میداد میگیره میزنتم ( اگه کار به جاهای باریک نکشه  ) سرمو انداختم پایین و راهمو رفتم خوش بختانه همچین کاری نکرد و به تحویل دادن خنده ای بهم قناعت کرد که من آب شدم از خجالت

 

حالا اينارو بيخيال . این آهنگو که شنیدین ؟ ماي بي بي ماي بي بي ، دوستت داريم ، ماي بي بي چيك چيك ، چاك چاك ، جيگولي ، گل گلي و غيره !! یه دفعه استاد درس معماری فرزادو صدا زد پا تابلو یه تمرین حل کنه مژگان قبلش آهنگ گوشیشو رو این تنظیم کرد وقتی رفت پا تابلو مژی بهش زنگ زد  کلاس یهنی منفجر شد ... استادم گفت شماها دیه باید ایزی لایف استفاده کنید

 

بابا معروف شدم تو یونی بدجور ، دارم راه ميرم ييهو يكي صدام مي كنه ، حالا اصن طرفو نمي شناسما ، بسكه سر کلاسا سر و صدا مي كنم به تنهايي ديگه همه مي شناسنم ، بد انگار پسرخاله شونم !! همچين خوش و خوشحالن ملت !!
 مثلا” کلاس در  سكــــــــــوت ، من ييهو تك و تنها شروع مي كنم صلوات مي فرستم ، يا بلند میگم تکبـــیر و شروع میکنم مرگ بر ضد ولایت فقیه مرگ بر آمریکا ،  متقابلا” همه مي خندن ادم معروف ميشه ، اما امضا نميدما ، انگشت مي زنم

بخدا ملتمون خیلی خوشن ٬ سر صبحی تو سرویس تنها اومدم یکی میزنه رو شونه ام میگه خانوم راد... برگشتم طرفو نگاش میکنم نمی شناسمش  میگم جانم ؟ میگه شما میدونید امتحان فیزیک ۲ کجا ِ ؟   میگم نه عزیزم من ۲ترم پیش داشتم یادم نبود ایندفه چک کنم محلش کجاس

حالا اینا که خوبه ! مژی رفته بود امتحان بده یه دختره اومد میگه ببخشید شما مژگان خانوم هستید؟ مژی هم گفت : اوهوم چطور ؟ دختره : هیچی فقط میخواستم ببینم شما مژگان خانوم هستید ! دوستم میخواست بدونه! مژی : خوو دوستت کدومه ؟ از حالا بگم قصد ازدواج ندارم ها   

کلا نشنالیتی شدیم تو یونی

 

بهــــله توی یونی خبر خاص دیگه ای نیس ٬ حراست همچنان مثل همیشه به مدل موها من و رابطه مژی و فرزاد گیر میده . واقعا من لذت می برم این برادرا سخت کوش رو می بینم که نگران سلامت جامعه هستن

دستم درد گرفت….

آخرین بار که حراست گیر داد من داشتم با گربه تریامون (حسین آقا )بازی میکردم ؛ و مژی و فرزاد هم داشتن غذا میخوردن ٬ کـ گیر داد ... ما هم طبق معمول همیشه کارتامون رو دادیم و بی تفاوت به کارمون ادامه دادیم ٬ دیگه واسمون عادی شده  حراستیه لجش گرفت نه ترسیدیم نه کار خاصی کردیم ... فرداش زنگ زدن به خانواده هامون  در نهایت ضایع شدن وقتی فهمیدن این دوتا  نامزد هستن ! دیدن بهونه ندارن گیر دادن به موها من  ... فرزاد و مژی هم میخندیدن که بیا آنقدر جلو این حراستیه به "حسین آقا" ور رفتی که گیر دادن بهمون

 

چند تا چيز دارم كه همشون تار عنكبوت بسته و يه دنيا دلم واسشون تنگه

- شطرنج و بازی کردن با مژی و آخر سر حساب کردن که چند دفعه من بردم و اون و آخر سر هم میرسیم به جر زدن

- کفشای اسکیتم و اسکیت بازی تو پیست

-اینکه از خواب بیدار شم و رو گوشیم اس تریپ لاو باشه و یکی قربون صدقه ام رفته باشه 

- کل کل کردن ! آقا واقعنی هیشکی نیس باهاش یه کل کل درست و حسابی کنم به جیگرم بچسبه  

 - ال استارم( + )... دختری با کفش های ال استار( +) کامنتای کل کلی که آخرش ختم میشد به " خیلی میخوامت آبجی ... " ...

 

از چند تا چيز هم شديدن احساس تنفر مي كنم ؛

- میوه که توی یخچال باشه

- آدمس با انواع و اقسام اسانس نعنا

- هنگ کردن پی سی

- اینکه تا میرم مهمونی انگار تعمیر کار کامپوتر اومده خونشون  والا بلا مهندسی نرم افزار با سخت افزار فرق داره عزیزان من ! به پیر و پیغمبر تو درسا ما یاد ندادن موس لپ تاپ (قسمت تاچ لپ تاپ) که می پوکه چه جوری درستش کنیم ... حالا خوبه بلدیم اگه بلد نبودیم میگفتن : اینا مثلا مهندسن ؟!


- اس پاک کردن

- از خواب بیدارم کنن ... یهنی در حدی که به طرف فحش میدم ! البته بستگی به علاقه ام به طرف هم داره - اگه همایونیمون دوستش داشته باشه از سر تقصیرش میگذرم ... این اتفاق دوست داشتن من هر یک قرن یک بار رخ میده ٬که رخ داد و رفت تا قرن بعد

...

 

آخا این خارجیا چقدر بی فرهنگ هشتن  تو فیس بوک با یه خارجیه داشتیم حرف میزدیم و از هر دری ٬ و طرف شروع کرد به لاو ترکوندن  ازش پرسیدم بچه کجایی ؟ گفت آلمان ! منم که عقده آلمان خفه ام کرده  شروع کردم آلمانی حرفیدن   اون گفت تو اهل کجایی ؟ گفتم : ایهم من اهل ایرانم  دیگه جوابمو نداد  بی فرهنگ  اصلا مرگ بر ضد ولایت فقیه ٬ مرگ بر انگلیس

 

چند روز پیش دوستم ساغر داشت سر به سر یکی از دوستام میزاشت با اس ! بهش میگه خودتو معرفی کن ٬ ساغر بهش میگه یکی از بهترین دوستای عمرت خیلی دوستش داری... یه ذره فکر میکنه و میگه نمی دونم ... ساغر : خوشگل ترین و قد بلند ترین دوستت کیه ؟ ... + شقایق تویی؟   - نه ببین٬ با کلاس ترین دوستتو دارم میگم ها دقت کن بیشتر ... بعد از سه ساعت فهمیده ساغر بوده ... یه بارم که من مثل آدم درس میخوندم و سر به سر کسی نذاشتم باورشون نمیشه من نیستم  .. کلا خیلی مظلوم شدم

  

...

هم اکنون یه خبر به دستم رسید !!

مادر خانومی اینجانب نفر سوم دانشکده حقوق شدن  خیر سرمون مادر ٬ بزرگ کردیم که بشه نفر سوم .... واقعا واسه خودم متاسفم !

ما سه تا(من ٬ مژی و فرزاد ) با هزار تا بد بختی و تقلب درسامونو پاس میشیم بعد مادر من ٬ اینجانب شدن نفر سوم ! 

امتحان شبکه خیلی باحال بود نشستیم ببینیم چی کار کنیم این درسو پاس شیم قسمت بندی کردیم هر کدوم ۲تا فصل بخونیم ! سر جلسه برگه هامونو با هم شیر میکنیم ...

همین کارم کـــردیم و  با کمال ِ پروگـــی سر جلســه حاضـــر شدیم مژی وسـط نشست ، من منتهی الیه راست و فرزاد هم سمت ِ چپ مژی بود ، برگــه هارو دادن ، با اعتماد به نفس کامل نشستم برگه رو پر کنم ٬ خوب سوال اول مربوط به قسمت من نیس ... سوال ۲ هم نیس - سوال ۳ هم نیس ٬ ۴ نیس ٬ ۵ هم نیس  صفحه دوم هم به کل نیس ! صفحه سوم سوال ۱۲ نیس ! ۱۳ نیس اما ۱۴ بود  خودمو کشتم دو روز کامل داشتم میخوندم یه سوال از قسمت من اومده بود فقط  به مژی نگاه میکنم میبینم داره مینویسه ! بغض کردم میگم مژی من فقط همین یه دونه رو بلدم  

واســه خودش کــ نوشت ، رو به فرزاد کرد و گفت برگتــو بده ، فرزاد لب ورمی چینه می گه هیشی ننوشتم  می گه باشــه بابا بـــده من برگتــو ، حالا سر جلســه ایی کــ همه ساکتن ، مردد بود بــده یا نــه کـ مژی خیز برداشت کـ برگشـو بکشه کـ خودشــ داد بهش  مژی هم برگشو داد بهشــ ، هر کدوم سوالای ِ مربوط به خودشونو جواب دادن ، من دیگــه داشت اشکم در میومد ...مژی گفت بزار واسه فرزاد بنویسم  ، نوشت برگــه اش رو داد به من ، حالا برگـه من دست مژی ، برگــه مژی دست فرزاد ٬ برگه فرزاد هم دست من 

حالا حین ِ این نوشتن ها مـــا خواستیم برگــه ها رو عوض کنــیم  ، یه لحظــــه دست ِ مژی ۳ تا برگـــه بود  مونده بود چی کار کنه ٬ این استاد ِ هم به ما مشکوک شــده بود   دیدیم نمی تونه ازمون بگیره  برگــه هارو خودمون دوتا گذاشتیم رو میزمــون تا بالاخره یکی یکی دادیم برگــه ها رو ،اومد برگشو با من عوض کنه یه لحظــه ترسیدم ، حالا برگمو داده بود و  برگه خودشم دسته من بود ، دیگه هیشی جلوش نبود واسـه اینکـه استاد نبینه افتاد رو دسته صندی یهنی داره می نویسه   دیگــه استاد ِ ناجور شکـــ کرد اومد صندلی شو آورد تو ردیف ِ ما نشست ، جوری کـ دید نداشت رو مژی  ٬ مژی هم کتاب تو صندلی بغلـــش بود با خیال ِ راحت بازشــ کرد یه سوال رو دید از روشــ

یهنـــی تو این برگــه ها ۳ نوع دست خط جدا از هم پیدا می شــه کـ اگـه استاد ِ بخواد راحت می تونه ۳ تایی مون را با 0 بندازه  

بهــــــلی این است درس خوندن ما

راستی ! به احتمال ۱٪ میتونیم بعد از ترم بریم کلاس پیانو  من و مژی هم که عشق پیانو کلی صبت کردیم خانم والده رو راضی کنیم حالا دیه توکل به خدا ... دقت کرده بودین آهنگ وبم همیشه یه آهنگ لایت پیانو ِ ؟  خالی نبند تا حالا نکرده بودی

(ایران ۱۰ سال بعد )
+بابا امروز تولدمه واسم چی کادو خریدی؟
- چشاتو ببند پسرم
...
- حالا باز کن
+ وای بابای نون بربری!!! مرسی تو بهترین بابای دنیایی
 بــــــله دیگه اینجوریاس ...
بسه ديگه هلاك شدم !

تا حدودي عقده هاي حرف زدنم تسكين يافت….
زنده ايين ؟
چرا خوابيدي تو ؟! پاشو بابا تموم شد !!

تيكه جديدم : هـــاهـــا…

خدافظـــــــ !

 

آخ اگه می شد مال من باشی دوبــاره
آخ اگه می شد تو شبام باشی ستاره


میذاشتمتـ رو چشمام شاه پریه قصه هام
آخ اگـــه می شـــد بیـــای به من بگــی آره


آرزومه که خوشبخت بشی با عشق جدیدت
پیــونـــدتـــ مبارکــــ شــــدی بــــا من غریبــــه
دیگه نـــگران ایـــن نبـــاش که دل بی تو می میـره
دعام پشتـــ سرتـــ هستـ ولی دل بی تو می گیره

قلبم میمیره بی تو ، گریم میگیره بی تو
سردن دستــــای من هـــر دمــ
غم های من بیشتر میشه بی تو
عشق من اگه می شد بشی مال من ...

آهنگ جدید آرمین ( دانلود ) چقدر قشنگه !

 

EMO kosholoOo / /

 

 

 


 

شاید پـــاییز امسال بـــرای تو و دیگـــران مثل همه سالــــها بـــود
اما بـــراي من يك فـــرق اساسي با همه سالــــها داشـــت و آن اينكه امسال پاييز، من بي دليل هر روز بيشتر دوستت داشتم .
و بي آنكه بدانم چرا ، بيشتر به فكرت بـــودم .
اما نــــه ، مهمترين فرقــــش چيز ديگري است
پاییز امسال عجيب بوي جدايي مي داد . و من باهر نفس عميق ٬ بوي بغض فروخورده آسمان را حس مي كردم .

كـــاش پـــاييز امســــال مثل تمامـــ قصـــه هاي نــاتمامـــ ، پـــايـــانـــي نـــداشتـــه بـــاشـــد .... 

 

 انگار صبورتر بودم پیش از آنکه لمست کنم

 

بهــــــله  بـــاز آمد بوی گـــند امتحـــــان !!  دیه با سلام کردن حال نمی کنم همش تقصیر تینا داره منو اخفال میکنه ...

 کلا خل وضع هم شدیم  یا آپ فاز شیطونی و اینا یه آپ هم فاز دپ و بچه مثبتی و این عاشقای شکست خورده دیه باید عادت کنید به این خل وضعی !!

بله ... تموم شد ... به همين سادگي ، به همين بدبختي

کلاس های اینجانب تموم شد و من همچنان دارم مبحثای نیم ترم رو که نخونده بودم رو مطالعه می کنم . طبق آخرین آمار بنده ۱۰ روز دیگر به طور کاملا رسمی امتحانام شروع میشه اما هنوز عین خیالم نیس

 

الان دو شبانه روزه من كلا" 3 ساعت خوابيدم ، واســه این امتحان های كذايي ... بعد ديگه الان به رو خودمم نميارم كه رو به موتم ، يه هفته ام هس كه پامو از خونه بيرون نذاشتم .. ديگه مامان بابام عذاب وجدان گرفتن كه من همش خونه ام .. امروز مامانم با ابزار خوشحالي شديد اعلام ميداشت كه عصر مي تونيم بريم خريد ، منم خيلي جدي ؛ نه مامان... من وقتم پره !!

 

کلا همین که نیت میکنم درس بخونم یا تولد دعوت میشم یا مهمونی ... منم که عمرا روی کسی رو زمین بزارم تو رو دروایستی قبول می کنم ... دیروز یه برگه برداشتم و شروع کردم به برنامه ریزی و اینکه چقدر درس بخونم بعد از کلی تجزیه و تحلیل امروز یادم افتاده با دوستام بیرون دعوتم

 

روزي ۱۱ساعت درس ، ۱۴ساعت غذا ، استراحت ، تلويزيون ، بيرون !!

مثلا" تايم ميگيريم ، ۱۴ ساعت كه شرو شد ، 1 ..2..3

_ واسه غذا خوردن ؛

سه وعده رو يكي مي كنيم ، مربا رو ميريزيم رو برنج ، خورشت و با چايي مي خوريم ...هله هوله و چيپس و پفك و ساير خوراكي هاي غير مجازو با نون مي خوريم ... ميوه رو با كره پنير كوفت مي كنيم ....

_ واسه تلويزيون ؛

برنامه ها رو ضبط مي كنيم ، بعد با سرعت تند مي ذاريم پخش شه ، اونجوري كه صداي شخصيتا يه طرز جالبي نازك ميشه ها ، اونو مي گم ، بعد ام پي تري كار مي كنيم ، مثلا" 4 تا سريال فارسي وان و باهم همزمان مي بينيم ...

_ واسه بيرون رفتن ؛

جهت سرعت بيشتر از موتور گازي استفاده مي كنيم ، تو هر مغازه ايي كه ميريم فروشنده رو پرت مي كنيم بيرون خودمون جنس مورد نظرو پيدا ميكنيم ... مسيرايي كه امكان استفاده از موتور گازي وجود نداره كل مسيرو دو ماراتن ميكنيم ....

_ واسه استراحت ؛

موزيك و خوابيدن و علايق اوقات فراغتو يكي مي كنيم ، وقتي خوابيم اهنگ گوش ميديم ، يه چشممون و باز نگه مي داريم تا در صورت نياز از اينترنت هم بهره كافي رو برده باشيم !!

و......زندگي ، زيباست !!

به این نتیجه رسیدم !برنامه ريزي تحصيلي يعني اينكه من ميام خونه بجاي درس خوندن ميشينم واسه امتحان فردام تقلب مي نويسم ، با اعتماد به نفس كامل ميرم سر جلسه و 20 ميگيرم ....

کلا من یه عملی دارم تو یونی  این عمل من کافیه پام برسه یونی یه بهونه درسی پیدا کنه باهام صحبت کنه و به هر حال یه جوری در ارتباط باشیم ! چند روز پیش که یونی بودم با یه حالت خیلی داغونی داشتم بر میگشتم خونه ساغر بهم زنگ زد ... ساغرم هم انگار منشی تلفنی منه هر کسی از یونی کارم دار باید باهاش هماهنگ کنه

خلاصه زنگ زد و بهم گفت عملت جواب تمرین ۱و۲ برنامه نویسی پیشرفته رو میخواد ! گفتم کی ؟ من ؟ چی ؟ کجا ؟ چه فصلی ؟ مطمینی منو گفته ؟

+ اره مگه چندتا خانوم راد داریم ؟

- دوتا

+ تو فقط برنامه سازی داری

- اها از اون لحاظ ! خوو تو بپرس کدوم سوال و چه فصلی و ایمیلش رو و برام اس کن اگه بلد بودم می سندم براش

 همه جزوه های ترم پیشمو  دادم به همین پسره  واسه امتحان از روش بخونه ؛ حالا بعد سه روز پس اوردش ميبينم صفحه هاي اخرش همه شعره ... در واقع شر و وره ..چرتو پرتايي كه پارسال اخر دفتر نوشته بودم..!! حالا ازون موقع دارم يه بند ميخندم ... دارم به اين فك مي كنم اين پسره اينارو ديده چه فكري كرده ٬ حالا حتما" فك كرده دل به دل لوله كشيه و منم عاشقشم ... كلا" به اين مسئله فك مي كنم از خنده ضعف مي كنم ... البته چه ايرادي داره ؟ انگيزه اش واسه جزوه گرفتن از من بيشتر ميشه ...!

...

شيطنتام تو یونی ادامه داره همچنان اما به دلایل امنیتی و اینا نمیشه بگم ...

 

راستی ! آآآآآآآآه خدای من ! تینا جان واقعا ممنون میدونم خیلی عاشقمی و دوستم داری  باور کن منم مثل تو خودمو خیلی دوست دارم  از اینجا میتونین یکی از فن هامو ببینید عاشق همتونم  اما بی شوخی تی تیش عاشقتم ... البته بعد از بهار اون همسر اولم دیه تقدم داره  اسپیشال تنکس فروم تی تیش خودم

مچ پام هنوز درد ميكنه و هنوز دكتر نرفتم !!

زنگ گوشيم صداي زر زر اون تلفن قديمياس ؛ بدين صورت ؛

زررررررررررر....زرررررررررررر.....

هرجا زنگ ميخوره همه مي خندن ، هركي هم باهامه فش م ميده ... بابا دوس دارم اين زنگو !!

اون روز تو خيابون ؛

زررررررررررر...زررررررررررررر...

يه پسره با دوستش ؛

_ ببخشيد خانوم موبایل سكه اييه ؟

_ يه نگاه چپ چپ

_ نيشش وا ميشه

_...

2 مين بعد ميخواد از كنارم رد شه

خطاب به دوستش

_ حواست باشه پا رو سيم تلفن خانوم نذاري

_

 

یهنی این نت الان رو اعصاب منه ! دو مین به دو مین هی دی سی میشم ... مشقتی دارم میکشم با این آپ اخر

خيلي طولاني نشد كه ؟!

خدايي من اپام خنده داره ؟! اخه ملت ميان ميگن كلي خنديدم و اينا ، به نظرم خودم كه جديدنا خنده دار نيس ! نمدونم والا !

حالا يه چي هس مي گن

_ نمي دونم چي چي ازين بهتر كه خلق را بخنداني و اينا !

خوبه ، بخندين ! من كه همه دنيا بم مي گن جام تو موتورخونه جهنمه ، انقد اداي اين دبيرارو در مياوردم حالا بعضی از استادا هم بش اضافه شده ، سال آخر تو روي خودشون ، بدبختا هيچي هم نمی گفتن  ، فقط مي خندیدن ... دبير فيزيكمونم خوشش ميومد مسخره اش مي كردم ، لپمو مي كشید ، حس می كرد هم قدشم !! .... چه پررو شدن  معلما این دوره و زمونه ... واه واه ایـــــــــــش!!

 

اولین باری که دچار ترس در حد سکته شدم مربوط به دوران راهنماییم میشه و معلم درس دینی که بهمون گفته بود خدا به بنده هایی که ظرفیتش رو دارن روح و جن و چیزای ماورایی دیگه رو نشون میده ٬ما هم که بچه بودیم و اسکل ملنگ،

یه شب تابستونی بود و مامان و بابام رفته بودن یکی از اون مهمونیا که همه به صورت معذبی میشینن و به هم لبخند میزنن .

آره درست همون شب بود که من تو سکوت خاکستری خونه تنها نشسته بودم و طی یه عمل مسخره و بچگانه رو کردم به خدا و گفتم :

خدایا من جنبش رو دارم بیا یه جن به من نشون بده قول میدم نترسمخدایا خواهش می کنم، همین طور با جدیت تموم این جمله ها رو میگفتم و خواسته ام رو تکرار میکردم

که .......تق....... سه متر پریدم هوا و گفتم خدایا گه خوردم من جنبش رو ندارم یه وقت نشونم ندیا!

طی تحقیقاتی که بعدا به عمل اومد اون تق صدای دولنگه پنجره ای بود که طی حرکت نابهنگام یک باد نچندان ملایم بسته شد.

 

دومین باری که خیلی دچار استرس و ترس شدم بر میگرده به ترم اول دانشگاه ... طبق عادت همیشگیم یه برگه آچار تقلب نوشته بودم و با پرویی زیر برگه امتحانم قایمش کرده بودم، برای آخرین بار مراقب امتحان رو چک کردم، داشت می رفت ته سالن

فرصت برای اجرای عملیات بسیار مناسب بود، ورق رو در آوردم و بدون معطلی شروع به نوشتن کردم یکی..... دوتا.....و همون طور که سرم پایین بود و داشتم تو ورق دنبال جواب سومی می گشتم روی زمین درست جلوی پام دوتا صندل زنونه دیدم که یکیش با ریتم خاصی بالا و پایین میرفت و حاکی از اون بود که فردی دست به سینه و شاکی بالا سرم ایستاده که بدون شک خود ناکسش بود!

 بدون اینکه سرم رو بلند کنم و نگاش کنم ورق رو مچاله کردم ویه طوری که انگار وجدانم عذابم میده با خودم بلند زمزمه کردم :نه  من اینکارو نمی کنم!..نه.. من.. تقلب نمیکنم .....تقلب کار خیلی بدیه!

از رفتارم خندش گرفت اما نامردی نکرد وباعث شد پایه برنامه نویسی ام حسابی قوی شه 

 

راستی مژی خانومی بازی دعوتم کرده بود  میدیم ببینیم به کجا ختم میشه !

اگـر آدم نبــودم......

اگر ماهی از ۱ سال بـودم...
آذر شون خیلی این ماهو دوست دارم همیشه بیشترین ساپرایزا توی این ماه واسم اتفاق میافته وااااااااااای شب یلدا رو بگو

اگر روز هفته بودم...
یه روزی مثل دوشنبه ! اما مسلما یکشنبه نبودم (میدونی چرا...)

اگر عدد بودم...
23 رو دوست دارم و 7

اگر جهت بودم...
راست (کلا با راست کردن و به راه راست در آوردن و ... حال میکنم  ) خیلی بی ادبید

اگر همراه بودم ... همراه ؟

اگر نوشیدنی بودم...
ابسولوت توت فرنگی یا البالو

اگر گناه بودم...
عــشق بـــازی

اگر درخت بودم...
سرو ... سربلند و مغرور ... آزاد !

اگر میـوه بودم...
پرتغال

اگر گل بودم...
هستم

اگر آب و هوا بودم...
ابری

اگر رنگ بودم...
سفید و نارنجی و ابی

اگر پرنده بودم...
یه پرنده که همیشه تنها گز کنه ...

اگر صدا بودم...
صدا عخشم 

اگر فعل بودم...
کردن ... بی ادبا  ٬ محبت کردن ٬ دوستی کردن ٬ شوهر کردن  و ...

اگر ساز بودم...
پیانو

اگر کتاب بودم...
شازده کوشولو ... بر باد رفته ... گندم ... جودی ابوت ... یاسمین ... ریاضی

اگر عضوی از بدن بودم...
مسلما لب!

اگر جمله بودم...
تــــــــا همیشه به یادتم ، مواظب خودت باش

اگر شعر بودم... یه شعر که توی اپ بعدیم میزارم


اگر بخشی از طبیعت بودم...
کوه چون تنهاس صبوره شایدم درخت چون شادابه

اگر حس بودم...
حس ششم !!

اسیشال تنکس فروم نی نی خانومی ٬ هیشکی رو هم دعوت نمی کنم ! بکنم هم قبول نمی کنه ...

قصدم ازين اپ فقط خالي نبودن عريضه و ثبت خاطرات  بود ! هيچ هدف ديگه ايي نداشتم والا ، تازه ۸۰٪ رو نشد به دلایل امنیتی و اینا بنویسم ... واسه همين چرت و پرت نوشتم همشو ... نمي دونم كي اپ مي كنم اما تمام تلاشمو مي كنم تا پايان امتحانا سراغ اپ كردن نرم مث بچه ادم بشينم درسمو بخونم، التماس دعا دارم شديد ، جون بچه تون دعا كنين نمره هام خوب شه ، از استرس كلا" از زارو زندگي افتادم ... اولين امتحانمونم ۹دیماه  ،  بعدش برنامه نویسی و شبکه  مالتی مدیا اگه بخدا یه قدم واسه پروژه ام برداشته باشم  

پي نوشت :

 – نمي رم ؟ ها ؟!

 – چطورين ؟ چه خبر ؟!
 – اونايي كه اپ قبليمو نخوندن يه زحمت بكشن برن بخونن وگرنه ميام گيستونو مي كشم!
 – مي دونم دلتون واسم تنگ ميشه….حالا گريه نكنين متاثر شدم !!
 – زووود ميام !!
 – یلدا همتون مبارک ٬ عاشق همتونم

 

 

EMO kosholoOo / /

 

 

" شبــهایم پــُــر شــده از خواب هایی کـ در بیــداری انتظارش را دارم

 می دانــی بیا بنشین اینجــا تا برایت کمــی دَردُ دل کنم ...

 از تو چــه پنهان ، شبهــا در خواب ، رخت ِ عروســی را به تن دارم

 کـ دامادش تــویـــی

 خوشحال کننــده است نــه ؟

 اما همیشــه رخت ِ عروســی ، خبــر از مــرگ بوده !!!

 نکنـــد نیاییُ من اینجــا از غصه دلتنگــی ِ نیامدنت

 بمیـــرم ؟!!!

 تو تعبیـــر ِ خواب بلــدی دلکــــم ؟

 بیــا تعبیـــر کن کـ تا تو فاصلــه ایی نمــانده

 بیــا و دلخــوشیم را برایم به باور تبدیل کن

 فقط بیـــا

 بودنتـــ را می خواهم ... "

 

 

یکــی بود ، یکــی نبود . همیشــه در بازی هایمــان نقش ِ یکــی بودش به من افتــاده و نقش ِ یکــی نبودش بـه تــو !!  بیــا برای ِ یکــ بار هم کـ شــده جا عوض کنیم  یکــ بار تو باش تـا من بروم  ... آن وقتـــ ببینم تاب ِ تحمل ِ این همــه دلتنگــی را کـ من کشیدم را داری ؟

 صدای موزیک رو بلند کن !!

مگه مهمه من اینا رو واسه کی میگم ؟

خدایا ...

ادامه رو حتما بخون !

چه صبور شده ای بانو ...

 


ادامه مطلب
EMO kosholoOo / /

Desiner: lady skin